" اعجاز محبت "

| 2 نظر | 0 بازتاب

سلام دوستان
مدتی پیش در اندیشه موضوعی برای نوشتن در وبلاگ دوستان بودم و به این فکر می کردم که چگونه آن مطلب را موجز و گویا و اثر گذار بنویسم تا اینکه از اتفاق به شعری کوتاه از زنده یاد " فریدون مشیری " برخورد کردم. احساس کردم این شعر بسیار بهتر، کامل تر و خلاصه تر از آنچه من می خواستم بگویم حق مطلب را ادا می کند. پس بی هیچ کلامی افزون تر، اصل شعر را در اینجا می آورم:

***
من نمی دانم
- و همین درد مرا سخت می آزارد -
که چرا انسان ، این دانا
این پیغمبر
در تکاپوهایش :
- چیزی از معجزه آن سو تر -
ره نبرده ست به اعجاز محبت ،
چه دلیلی دارد ؟

چه دلیلی دارد
که هنوز
مهربانی را نشناخته است ؟
و نمی داند در یک لبخند ،
چه شگفتی هایی پنهان است !

من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن - به خدا - سهل ترین کارست
و نمی دانم
که چرا انسان ،
تا این حد ،
با خوبی
بیگانه است .
و همین درد مرا سخت می آزارد !

"فریدون مشیری"

***
حق نگهدارتان

بدون بازتاب

http://www.naaranj.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/105لینک بازتاب:

2 نظر

شعر مشیری خیلی زیبا بود ممنو ن اقا رامین اما دوستان دیگه نمی ویسن چرا من آماده ام بنویسم

ارسال نظر

نوشته های اخیر

بخاطر آزادی.
 تقدیم به دوستی که این روزها  آزادیش را  به انتظار نشسته ام  .با شعری از شاعر عشق و آزادی    ،    …
وقتی همه هورا میکشند..........
 نقد یک بدعت غیر علوی* .....................................................باید چهره محمد رنگین کار را درتابستان 74 دیده باشی با آن عینک قطور، پیشانی…
بيهودگي
بيهودگي است ! بيهودگي است! زندگي، سراسر بيهودگي است! آدمي از تمام زحماتي که در زير آسمان مي‌کشد چه…