در مراسم دعای کمیلی که برای شفای دوست عزیزمان مهدی ساعدی در مسجد دانشگاه شریف برگزار شد کسانی را ملاقات کردم که سالها ندیده بودم. یکی از آنها سرداریداللهی اولين فرمانده سپاه جهرم بود. آشنایی و ارادت میان ما یک طرفه است، یعنی من ایشان را میشناسم ولی ایشان مرا نمیشناسد و البته عجبی هم نیست. چهره و فیزیک بدنی ایشان تغییر چندانی نکرده بود شاید فقط کمی رنگ موها تغییر کرده بود. مشهود بود که نگران وضعیت مهدی ساعدی است گرچه همچنان همان صلابت یک فرمانده جنگ در چهره پابرجا مانده بود، همان کاریزمای نسل اول بچههای سپاه. ذهنم به سرعت به عقب برگشت به سالهای دوری که مثل برق گذشتند. درست یادم میآید اولین باری که ایشان را دیدم تازه وارد بسیج شده بودم و برای یک مانور در محل سپاه جمعمان کرده بودند. محلی که قبلا دانشسرای آموزش و پرورش بود و حالا شده بود مقر سپاه. آن زمان اول راهنمایی بودم. همه را جمع کردند تا آقای یداللهی که فرمانده سپاه جهرم بود سخنرانی کنند. البته آن موقع هنوز در سپاه درجه و رتبه وجود نداشت و همه برادر بودند: برادر رحمانیان، برادر شاهعلیان، برادر نامجو، برادر مصلینژاد، برادررستگار ... چه اسمهای خاطرهبرانگیزی!. ایشان هم برادر یداللهی بودند. همه آنهایی که مثل من آنجا بودند چیزی حول و حوش 10 تا 15 سال سن داشتند. همه صحبتهای ایشان یادم نیست، چیزی که یادم مانده این است که ایشان گفتند بهرحال به زودی مستضعفین بر مستکبران عالم پیروز خواهند شد و کل جهان به تسخیر اسلام در خواهد آمد. در آن روز ما برای اداره جهان به نیروهای متعهد نیاز داریم. مثلا شاید شما را برای اداره فلان شهر آمریکا نیاز داشته باشیم و شما باید خود را برای چنین روزی مهیا کنید. البته شاید گونهای از شوخطبعی هم در صحبتهایش بود اما درونمایه صحبت ها کاملا جدی بود. شاید برای کسانی که آن سالها و آن شور و نشاط را تجربه نکردهاند این حرفها و آرمان ها به نظر خندهدار برسد اما آن حرف ها در ظرف و بافت زمانی خود حرفهایی بسیارجدی بودند. گرچه آرمان شهری که در اذهان آن نسل بود هرگز محقق نشد اما باید به والایی و بلندی آن آرمانها حسرت خورد. به قول دوستی آرمانهای نسل جدید را درچهار چیز میتوان خلاصه کرد: 1- داشتن یک گوشی موبایل خوب 2- داشتن یک لپ تاپ خوب 3- داشتن یک ماشین خوب 4- چهارمی را خودتان حدس بزنید!
نظر های اخیر