برای خرید پوشاک رفته ام .قدیما هر جا جنس وطنی پیدا نمیشد در مغازه های کت و شلواری به وفور می یافتی .خداییش پارچه های شلواری و فاستونی ایرانی پارچه های بدی نبودند .حالا مشکل پسند ها ایتالیایی و انگلیسی پسند میکنند کاری ندارم اما همان ها هم دوخت دوخت وطن بود .قیمت شلوار را که پرسیدم مناسب دیدم از لحاظ دوخت و دوز هم شیک و خوب بود .پارچه شلوار از مواردیست که فروشنده از ایرانی بودن و گفتن آن ابایی ندارد ...گفت ایرانیست اما جنس جنس نامرغوب چینی بود ...بسیاری از تجار نه چندان بزرک پوشاک خیابان جمهوری را می شناسم که یک پایشان ایران و پای دیگر پکن و هزارشهر ناشناخته چینی است... این بار برای خرید کفش رفته ایم آقا فاجعه ! آقا فاجعه !رفته بودم خرید دفترچه یاداشت .در کتابفروشی دفترچه های یاداشت همه چینی بودند...آقا دفترچه های یاداشت ...موبایل و جنس الکترونیک نمی گویم ... به خودکار هم عادت داشتیم ..کاری ندارم آشپزخانه مان پر از لوازم چینیست حتی لوستر......جسارت نشود طبقه کارمند چون خودم را می گویم... فرش های و قالیچه های مد شده ترکیه ای را دیده اید ...یادتان هست عرب های حاشیه خلیج را مسخره می کردیم که تا فلان و فلانشان هم خارجیست ؟...همین خورده بورده ها مانده بود پارچه ای و کفشی و فرشی ... یادم هست بکنفر از آلمان برای همین دکتر صحرانیان خودمان نوجوان که بود کفش کیکرز ایرانی سوغات آورده بود...این قصه تنها به اینجا مربوط و ختم نمی شود .این ها قصه های جدیدی بودند که باورشان کمی سخت است .هر چند در برابر بقیه شاید ناچیز باشند و شاید هم پر از درد و فاجعه ای که نمی دانم اگر سر بر نیاورده کی سر برآورد آخر امروز گوشهایمان آنقدر پر است که چیزی شنیده نمی شود .
/
واردات چینی افزایش کاذب قیمت تولیدات داخلی رو که عملا نظارتی هم بر اونها نیست کنترل میکنه وگرنه
تولید کننده های داخلی حتی پتروشیمی ها هم به خودشون اجازه میدن که تولیداتشون رو بالا ی قیمت جهانی به بازار عرضه کنن مطمعن باشیدبه یمن
همون دفتر چه یادداشت چینی نبود شما باید برای خرید یه دفتر چه یادداشت وطنی پول یه دفتر 100 برگ رو پرداخت میکردید.
agha mehrdad salam har roz morageaah mikonam matlab gadid namibinam kheyli kam kar shodid shayad barf va sarma bad goori bihaletan kardah pirooz bashid
به یا الله .........آسید احمد...