آرشیو تیرماه 1387

باز هم گیتس عزیز!

| 16 نظر | 0 بازتاب
               

می‌گویند عصر قهرمانان به‌سرآمده است. احتمالاً رویت‌پذیری و انبوه اطلاعات در عصر جدید که رویه‌های چندگانۀ آشکار و پنهان فرد و زندگی وی را از هم می شکافند و بی‌رحمانه او را به نقد می‌کشند نیز در زوال اسطورۀ قهرمانان بی‌تأثیر نیوده است. بیل گیتس هم از این قاعده مستثنی نیست. اپن‌سورس‌ها، طرفداران کپی‌لفت (Copy Left در مقابل کپی‌رایت Copy Right ایدۀ کسانی است که مخالف حق انحصاری کمپانی‌ها بر برنامه‌ها و نرم‌افزار‌ها هستند) و دیگر رقبا معمولاً چهره‌ای مخوف و شیطانی از گیتس و امپراتوری ماکروسافت ترسیم می‌کنند که در تلاش است تا به هر شیوه و ترفند دامنۀ انحصار خود را گسترش دهد. دیرزمانی حاصلِ جستجوی کلمۀ Devil (شیطان) در موتور گوگل لیست بلندبالایی بود که گوگل در صدر آن سایتِ ماکروسافت را اشاره می‌رفت، بعدها با بالا گرفتن این موضوع، گوگل ادعا کرد که این موضوع صرفاً نقصی در الگوی جستجو بوده است و آن را برطرف کرد.

 

 

بیل گیتس  با عینکی شبیه به تلویزیون که هر چقدر کیف پولش پر پول تر شده، آن را کوچک‌تر کرده است. این عکس به خاطر سرعت غیرمجاز و رانندگی بدون گواهینامه در مرکز پلیس از او گرفته شده است + 

با این همه برای منِ ایرانی که که نسخۀ چند صد دلاری آفیس یا ویندوز را گاه با قیمت ناقابل یک لوح فشردۀ خام (حدود 500 تومان) مفت حاصل می‌کنم، این بحث‌ها بار معنایی چندانی ندارد و گیتس همچنان یک ناجی افسانه‌ای و قهرمانی با هالۀ نور است. لذا به تبعیت از دوست عزیزم ذبیح‌الله از سویه‌ای مثبت به سه نکتۀ دیگر از زندگی بیل گیتس اشاره می‌کنم، نکاتی که احتمالاً شاخصی از فرهنگ رو به فردای آمریکایی است. اول آن‌که چند سال قبل گیتس و همسرش اعلام کردند که تصمیم ندارند ثروت کلان خویش را برای فرزندانشان به ارث گذارند و این که این ثروت را برای امور خیریه و کمک به کشورهای فقیر صرف خواهند کرد. این تأکیدی است بر ارزش کار و تلاش فردی و این که نابرده رنج را گنج نباید میسر شود. نکتۀ دوم این که گیتس توانسته است در طول سال‌ها هستۀ اصلی شرکت ماکروسافت را حفظ کند. دو عکس زیر که یکی در سال 1978 برداشته شده و دیگری در سال 2000. افراد در هر کدام از عکس‌ها سرجای خود ایستاده‌اند. این تجربه را مقایسه کنید با شراکت‌های ایرانی و ضرب‌المثل مشهورِ «اگر شریک خوب بود، خدا هم برای خود شریک می‌گرفت» که نشان‌دهندۀ نبود روحیۀ کار جمعی در میان ماست. 

 

 

                                                   1978

 

 

 

                                                   2000

نکتۀ جالب آخر نفسِ کناره‌گیری گیتس از هدایت ماکروسافت آن هم در اوج قدرت است. از شروع ماکرسافت از گاراژ خانۀ گیتس تا امپراتوری کنونی، راه درازی طی شده است و تجربیات انبوهی به دست آمده است. به یقین از مدت‌ها قبل گیتس این انبوه تجربیات را در اختیار دیگر مدیران گذاشته است و اینک در اوج، خود را از سر راه پیشرفت شرکتی که خود به وجود‌آورندۀ آن بوده است به کنار می‌کشد. بعید است بتوان مشابه این رفتار را در مدیران وطنی سراغ کرد. برعکس تا آنجا که دیده‌ایم بسیاری از مدیران وطنی به جای ایجاد سیستم و روّیه‌های سازمانی، برای بقای میز خود تلاش می‌کنند تا هر چه بیشتر مجموعۀ تحت مدیریت را به خود وابسته کنند و چه باک از هزینه‌هایی که پرداخت می‌شود ... 

فکر کنم 2 سال پیش بود که در نمایشگاه کتاب کوچکی در جنب سالن پرواز فرودگاه شهید دستغیب شیراز خیره زنی بودم که گویی با زنهای دیگر فرق داشت که چشمانم متوجه کتابی شد از بیل گیتز مرد افسانه ای قرن ..... - بیلی مردی در ردیف گوتنبرگ و ادیسون است آدمهایی که نقطه عطفی در زندگی بشر محسوب می شوند آدمهایی که دنیای قبل و بعد خود را متفاوت کرده اند به گونه ای که بازگشت به دنیای پیش از خود را تقریبا غیر ممکن کرده اند ....- این کتاب با عناوین تجارت الکترونیک٬کسب و کار اینترنتی وسیستم عصبی دیجیتال  شابک شده است ٬ پرده از افکار مردی بر می دارد که رویای روزی را دارد که  دیگر واسطه ای بین فکر و عمل نباشد در دنیای بیلی دولتها انتخاب اول انسانها نیستند زیرا دنیای پر سرعت  بیلی حرکت کند و نا کارآمد وسنگین بوروکراسی متاثر از دولتها را برنمی تابد برای  او  قادرسازی آدمها بر حل مشکلاتشان با اهمیت تر از کمک به آنهاست چون خودشان توانایی حل مسایلشان را دارند . شکستها و موفقیتهای مایکروسافت  ..  دی ان ا ویندوز شامل,COM , HTML  PROSESS,SAVE.. تفسیر تغییر به فرصت .. کاهش واسطه  دسترسی آدمها به اطلاعات و ارتباطات و بررسی امکان  واگذاری هر نوع فعالیتی به جز تفکر را به ماشین یا روبوت ها ......... سیستم رفلکس عصبی دیجیتال که همانند شبکه اعصاب آدمی قدرت پاسخدهی به موقعیتها و تنش های بیرونی مانند بازار را داشته باشد ......و در مجموع دنیای دیجیتالی بیلی ........ او در این کتاب پیچیدگی را مرگ تکنولوژی می داند و برخلاف تصور رایج نرم افزار و نه سخت افزار را سرمایه می بیند زیرا این سخت افزار است که از رده خارج و فرسوده میشود ... او علاوه بر سخت افزار و نرم افزار از واژه میان افزار استفاده می کند که میانجی کاربر و سرور است .... او کنشی بودن را بر واکنشی بودن ترجیح می دهد و مهمترین منبع یادگیری را مشتریان ناراضی شما می خواند که باید از آنها متشکر بود ومی خواهد که  فاصله بین بازخورد٬ شکایات و انتقال آن به مدیریت ونهایت تصحیح بسیار کوتاه شود _ مدار بازخورد _ ..... گفته های بیلی شنیدنی است . خالق دنیای مجازی خود انسانی حقیقی است .....  صنعت چاپ را برخی  شروع دنیای صنعتی و مدرن می دانند  .... شاید دیجیتالی شدن و دنیای پسا مدرن نیز با فراگیر شدن تلفن های همراه و رایانه های جیبی و شخصی آغازبه  کار خود را شروع  _ نمی دانم _ یا .....؟؟؟؟ یا تمام !!!!!!......کرده اند..................... بهر حال مانده بودم با صبح بخیر یا شب بخیر به بیلی متنم را به پایان ببرم ...................................................................... .............. ٬.............شما چه پیشنهاد می کنید؟........

لینک های مرتبط

 Books by Bill Gates

BILL GATES