بر کوه اصفهان چاهیست قعرِ آن پدید نیست. کودکی در آن افتاد. بهروزگار اسحاق سیمجوری. و وی پادشاه بود. دلتنگ شد. و مادر وی جَزَع میکرد. مردی را از زندان بهدرآورد که مستوجب قتل بود و در زنبیلی نهاد و فرو فرستاد، به شرط آنکه تا هفت روز برکشند. هفت روز میرفت و وی سنگی در زنبیل داشت، فرو افکند و سه شبان روز گوش میداشت، هیچ آوازی بر نیامد. و وی را برکشیدند. گفتند: «چه دیدی؟» گفت: «ظلمت».
محمدابن محمود همدانی، عجایبنامه، عجائبالمخلوقات و غرائبالموجودات، ویرایش:جعفر مدرس صادقی، تهران، نشر مرکز، 13۷5، ص 5۹.
تاریخ جهانی باید ساخته و انکار شود. پس از فاجعههایی که روی دادند، و در برابر آنهمه فاجعه که در راهاند، وقیحانه خواهد بود که بگوییم طرحی برای جهانی بهتر در تاریخ وجود دارد، و پارههای آنرا بههم میپیوندد...تاریخ جهانی حرکتی از وحشیگری بهسوی انسانگرایی نیست، بل حرکتی است از تیر و کمان به بمب مگاتُنی.
T.W. Adorno, Negative Dialectics, tr. E.B. Ashton, London , 1973, p. 320.
/
عجب حکایتی بود . تکان دهنده
راستش من همیشه از ظلمت و خلا می هراسم
وقتی که به بدو آفرینش و ازل و نهاد خدا می اندیشم سر گیجه ای غیر قابل تحمل که چاره اش بریدن فکر است...
البته با توجه به پاراگراف دوم شاید گفته های من بی ربط بود و گفتار جای دیگری نشانه رفته است .
سلام خوبین جالب بود. راستی چرا دیگه سایر دوستان نمی نویسند. منتظر مطالب سایرین هستم. یاد مرحوم محمد شهامت مهربون و زیارت عاشورا همچنین مرحوم حاج سعید سعدایی عزیز و روضه های منزل ایشون هم بخیر...عجب روزگاریست
حرف اول:زیبا ترین عکس ها در تاریکترین تاریک خانه ها به وجود می آید .گاهی اوج تاریکی یعنی اوج روشنایی(به امید یک شعله شمع می شه زنده بود ).حرف آخر:کمی هم می شود نسبت به این دنیا مثبت تر فکر کرد .جهان رو به گسترش ما رو به زوال نیست .می شودنیتون ها، سهراب سپهری ها ،شیرین عبادی ها ،و هم ناپلئون ها و هیتلرها داشته باشید.ولی نیدونم ما باید با دنیا کنار بیایم یا دنیا با ما کنار بیاد؟؟؟
یک نگاه به سایت ما بندازید.www.foroghesafar.com
سلام کاملا مخالفم .بلکه معتقدم تاریخ بشر رو به اخلاقی شدن و اعتنای بیشتر به حقوق انسانی حرکت دارد و از این حیث بشر مدیون تمدن غرب است و وظیفه ما حفظ همراه با نقادی آن است.نباید اجازه داد بدبینی و کامل گرایی یا منزه طلبی اندیشه های جزم گرایانه روایت تاریخی داستان آدم داستان جنگهاست را بازتولید نماید.دلایلش و دلالتهای تاریخی اش بماند برای بعد اما علم و سیاست و ایده های شبه مذهبی برخاسته از اومانیسم معاصر خبر از انسان اخلاقی و همدل تر در دهکده مک لوهان دارد.البته دهاتیهای لوهان تنهاتر از گذشته اند....
با سلام، البته من با نظر آقای رامشخواه موافقم که در هر حال جامعه جهانی به سمت خشونت کمتر پیش خواهد رفت، شاید اگر بخواهم صورتبندی بهتری ارائه کنم بهتر این است که بگویم کیفیت زندگی رشد مثبت زیادی داشته، به گونهای که زندگی انشانها طی 50 سال اخیر دگرگون شده و به بهزیستی و امکانات بیشتر رهنمون شده، اما سوابق جنگهای جهانی اول و دوم با کشتارهایی که در چین، ژاپن و اروپا صورت گرفت، و پس از آن،جنگ در اسپانیا و تصفیههای خونین شوروی کمونیستی، پس از آن جنگ در ویتنام، کره و نسلکشیهای توحشآمیز نژادی در قلب اروپای مدرن(بوسنی-صربستان-کرواسی) کشتارهای نژادی سودان در آفریقا و بسیاری که مجال آن نیست، قرن بیستم را یکسره قرنی توام با خشونت همراه با کشتارهای جمعی، نموده است، هدف این مقال نه سیاهنمایی توام با بدبینی و یاس که تذکری در باب حوادثی که پیاپی روی داده و میدهد و چشم و گوش جامعه جهانی به کرات در مقابل آن بسته و نادیده میانگارد بود، که پیامدهایی از قبیل بنیادگرایی، خشونت طلبی و تفکر جنگ دائمی را در میان انسانها پرورش داده است.
متشکرم