بيهودگي است ! بيهودگي است! زندگي، سراسر بيهودگي است! آدمي از تمام زحماتي که در زير آسمان ميکشد چه نفعي عايدش ميشود؟ نسلها يکي پس از ديگري ميآيند و ميروند، ولي دنيا همچنان باقي است. آفتاب طلوع ميکند و غروب ميکند و باز به شتاب به جايي باز ميگردد که بايد از آن طلوع کند. باد به طرف جنوب ميوزد و از آنجا به طرف شمال دور ميزند. ميوزد و ميوزد و باز بهجاي اول خود باز ميگردد. آب رودخانهها به دريا ميريزد، امّا دريا هرگز پر نميشود. آبها دوباره به رودخانهها باز ميگردند و باز روانه دريا ميشوند. همه چيز خستهکننده است. آنقدر خستهکننده که زبان از وصف آن قاصر است. نه چشم از ديدن سير ميشود و نه گوش از شنيدن. آنچه بوده باز هم خواهد بود، و آنچه شده باز هم خواهد شد. زير آسمان هيج چيز تازهاي وجود ندارد. آيا چيزي هست که در بارهاش بتوان گفت :«اين تازه است؟» همه چيز پيش از ما، از گذشتههاي دور وجود داشته است. يادي از گذشتگان نيست. آيندگان نيز از ما ياد نخواهند کرد. «برگرفته از کتاب جامعه، عهد عتيق»
آرشیو فروردینماه 1388
ادامه نوشته بيهودگي.
نظر های اخیر