نقد یک بدعت غیر علوی* .....................................................
باید چهره محمد رنگین کار را درتابستان 74 دیده باشی با آن عینک قطور، پیشانی برهنه،فراخی صورت و هندسه اضلاع متقاطع ...باید صدایش را شنیده باشی – محمد رنگین کار را میگیم – قامت مردانگی اندامهایش سرتاسر، سرشار، کامل،بم وگرم ومطمئن ....وقتی صحبت از 3000 اتوبوسی میکند که 2 روز قبل از سفر هاشمی رفسنجانی به جهرم آمده اند و یک عالمه آدم را برای شرکت در مراسم استقبال از رئییس جمهور باخود حمل میکنند که ذبیح با طبیعت ضد حالی که دارد میپرسد خوب محمد این 3000 اتوبوس را کجای جهرم پارک کرده بودند که ما ندیدیم .... انوقت معنای صدای راه افتادن قطار خنده ی رضا نامجویان را بهتر میفهمی وقتی چشمش به چهره ی هنگ کرده محمد می افتد ...این را گفتم که حال ذبیح را بهتربفهمی در هنگام دادن تحلیل به دکتر صفر پور پس از مشاهده ی ازد حام جمیت استقبال کنندگان از رئیس جمهور در شیراز _88_که ازطریق دوستی از دستور اکید استاندار فارس به تمام فرمانداران مطلع میشود که هرکس بفراخور شانیت خویش اتوبوس وآدم بیاورد وجالب تر لیاقتی است که فرماندار شهری از خود نشان می دهد وماحصل این رفت و برگشت اتوبوسها تعدادی شهید گمنام قربانی *پا قدم رئیس جمهور میکند گمنام ازآن جهت گفتم که هیچ رسانه ی خبری حاضر به ارسال خبر آنها نشدنتیجه ی اخلاقی : ازشهروندان عزیز تقاضا میشود جهت پیشگیری از موارد مشابه باپای پیاده به استقبال رئیس جمهور بروند که نه تنها مشکل جای پارک برای اتو بوسها نخواهیم داشت بلکه ازسوانح جاده ای نیز جلوگیری میشود.
*اشاره به ماجرای مراسم بدرقه امیر مومنان توسط مردم شهر انبار و واکنش آن حضرت درنهی آنان .
نظر های اخیر