چند شب قبل فرصتي شد تا در سينما صحرا فيلم اخراجيهاي 2 را قبل از اکران عمومي آن ببينم. فيلم دو ژانر مختلف و کاملاً جا افتاده را با هم تلفيق ميکند. يکي ژانر اردوگاه اسيران که در سالهاي بعد از انقلاب تلويزيون انواع و اقسام آن را به نمايش گذاشته است. اين ژانر معمولاً نحوة مواجهة اسراي متفقين (معمولاً انگليسي و آمريکايي) با آلمانيها را به تصوير ميکشد که چگونه در آنجا نيز نبرد بهگونهاي ديگر در جريان است. موضوع اين دسته از فيلمها معمولاً يا فرار از اردوگاه است و يا رو کم کردن آلمانيها برسر يک مراسم تشريفاتي همانند برگزاري يک مسابقة فوتبال (مثل فيلم«فرار به سوي پيروزي» با بازي سيلوستر استالونه) است و گاهي هم ترکيبي از اين دو. ژانر ديگري که فيلمهاي زيادي با استفاده از آن ساخته شده است و اخراجيهاي 2 نيز از آن بهره ميگيرد هواپيمادزدي است. در هر صورت دهنمکي اين دو قالب جا افتاده را بهکار ميگيرد و فيلمش را به جلو ميبرد. اخراجيهاي 2 با تکيه بر موفقيت قسمت قبلي فيلم (اخراجيها) و با استفاده از همان بازيگران ساخته شده است. در فيلم اسيران ايراني در اردوگاه دچار دودستگي هستند. يک دسته ارزشي هستند و دسته ديگر که از حمايت بعثيها برخوردارند لاابالي هستند و اهل عيش و نوش و طرب. بعثيها هم با استفاده از اين اختلاف کار خود را پيش ميبرند. قهرمانان قسمت قبل که اکنون اسير شدهاند به اين اردوگاه وارد ميشوند و مثل هميشه با دم مسيحايي خود به سرعت باني تحوّل روحي و معنوي همه ميشوند. امام جماعت مسجد (در قسمت قبل) که حالا اسير شده عليرغم اين که ايرانيهاي بد وي را لو دادهاند دو دستگي را پايان ميدهد. سرانجام در هيجانانگيزترين قسمت فيلم در مراسم تبليغاتي که بعثيها در برابر دوربينها و خبرنگاران برپا کردهاند ايرانيها به جاي خواندن و اجراي موسيقي مبتذل، سرود «اي ايران» را سر ميدهند و فيلم به پايان ميرسد. البته شاهکار اين جاست که در آخرين لحظة فيلم نوشتهاي به اين مضمون ظاهر ميشود «اخراجيهاي 3 هم ساخته خواهد شد؟». مطمئناً فيلم که به نمايش عمومي درآيد به اندازة کافي در بارة آن بحث خواهد شد و حتماً آدمهايي پيدا خواهند شد که فيلم را از جنبههاي گوناگون تحليل کنند و احتمالاً پنبة آن را بزنند. اما نکتة جالبِ فيلم شايد اين موضوع باشد که چگونه در بازسازي و روايت حوادث تاريخي ارزشهاي فعلي و جاري بر حوادث گذشته سوار ميشوند و عملاً حوادث تاريخي را تحريف و به زبان خود روايت ميکنند. آنهايي که زمان جنگ را بياد دارند مطمئناً ميدانند که گفتمان رايج در آن زمان گفتمان شيعي بود که بيشتر در مناسک شيعي، ادعيهها و زيارتهاي مذهبي و نيز نوحههاي آهنگران تبلور مييافت؛ نه گفتمان مليِ و ناسيوناليستي و سمبول بارز آن سرود «اي ايران». اين که امروز ارزشيترين اقشار جامعه (البته به ادعاي خود) و البته رسميترين آنها سه دهه پس از انقلاب اسلامي و عليرغم گفتة امام که گفته بود مليگراها بروند گم شوند، چنين رويکردي را بر ميگزينند شايد گوياي اين باشد که چگونه جريانهاي فکري ريشهدار امّا طرد شده خود را بازسازي ميکنند و سرانجام جريان فکري غالب را استحاله و يا به تسليم واميدارند.
اخیرا در بخش سینما
ادامه نوشته استحاله.
سلام دوستان
امین حیایی بازیگر پر کار و پولساز سالهای اخیر است که با بازی هر چند نخ نما اما همچنان جذاب برای تماشاگران ایرانی لبخندی بر لبها می نشاند بویژه در دانسهای مجاز و غیر مجاز به همین انگیزه فیلم میهمان او را اتفاقی مشاهده کردم و بسیار خندیدم نه فقط بخاطر بازی گیرای او که مهمتر از همه محتوا
ادامه نوشته بدون امین حیایی هر گز ........
نظر های اخیر